Montag, 29. April 2019

اداره اجرایی، امنیت و اقتصاد سیستان و بلوچستان توسط یک سازمان تروریستی !


به گواه تاریخ، تروريسم بخشى جدايى ناپذير از ساختار و ذات حکومتهای "آرمان گرا و تمامیتخواه" در درون قدرت دولتى و يا بيرون از قدرت در برخورد با مخالفان دولتى، ابزاری برای "سرکوب" بوده است و در جهان تا روز وجود حکومتهای آرمانگرای سرکوبگر و تمامیتخواه، همچنان خواھد بود.
سران، مجريان، وفاداران و حامیان اينگونه حکومتها با ايجاد رعب و وحشت در ميان مخالفان و-  یا به ادبیات رژیم آخوندی - "غیرخودی ها"، خواه با سرکوب، زندان و حذف فيزيکى یا خواه با ويران کردن حيثيت و اعتبار اجتماعى و موقعيت اقتصادى مخالفين، اوامر حاکمیت آرمانگرای خود را، امر و باورى پسنديده پنداشته و بدان عمل مي کنند.


نظام جمھورى اسلامى ايران، از ھمان ابتدای بدست گرفتن قدرت تماميت خواھانه، با بکارگيرى ايدئولوژى فرقه اى خود در تمامى حوزه ھاى اجتماعى، اقتصادى، سياسى و فرھنگی و زیست محیطی، مردمان جامعه رنگارنگ ايران را به "خودى و غير خودى" تقسيم کرد و با استفاده از ماشین سرکوب و اعمال تبعيض های علنى و آشکار مذھبى، ملّيتى و جنسيتى، به ويران نمودن و غارت تمام ھست و نيست جامعه ايران، کمر بست.




"سپاه پاسداران انقلاب اسلامى" ھمچنانکه ازاسم و آرم سازمانی آن بر ميآيد، نھادى است نظامى- امنيتى و ھمزمان سياسى- ايدئولوژيک، که بنيانگزاران"نظام جمھورى اسلامى ايران" آن را به قصد پاسدارى نظام و مسئول صدور ايدئولوژى مذهب شیعه فرقه دوازده امامى به جهان بر اساس آموزه های دینی و مذهبی قرون وسطی و ارتجاعی خویش، تأسيس نمودند.





سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان سیستان و بلوچستان به مثابه یک "نیرو استعمارگر" عمل میکند، این نهاد تروریستی موجب و مرتکب تنش، چالش و جنایتهایی در بلوچستان شده است، که آسیب های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و فیزیکی جبران ناپذیری را برای مردم - به عمد محروم نگهداشته شده – بلوچ، بوجود آورده اند.





به عنوان نمونه، از اعدام دستجمعی تمام مردان سرپرست و نان آور خانواده ها در چند روستا (خانم شهیندخت مولاوردی وزیر امور زنان و خانواده در دولت احمدی نژاد این اعدام ها را تائید کردند) (1) از جمله روستای سرجنگل و.روستای ... و اعدام های انتقامجویانه دستجمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای زاهدان، چابهار و سراوان.(2گروگانگیری دستجمعی مردان و جوانان و شیرزنان بلوچ (از دستگیری های دستجمعی روستای نصیرآباد- سرباز...تا روستای محمدآباد- بمپور) گرفته، تا سالیانه مرگ دهها نفر از مردان و جوانان رشید تحصیل کرده بلوچ، که به دلیل تبعیض در "قانون گزینش" برای اداره ها، از رسیدن به مشاغل دولتی با وجود داشتن تحصیلات عالی حرفه ای، فنی و مدیریتی دور نگهداشته و بیکار میشوند و در انتها، از سر ناچاری جهت کسب امرار معاش و سیر کردن شکم خود و خانواده، اگر خود صاحب یک اتومبیل باشند و گرنه به عنوان راننده ماشین فرد دیگری به کار کاذب، پر خطر و مرگ آور حمل چند گالن مشتقات نفتی (محصولات ایرانی) از جمله، گازوئیل کشی، بنزین کشی و یا خواروبارکشی مواد غذایی به حمل و انتقال چند گونی برنج و یا چند کارتن آب معدنی (محصولات ایران) جهت فروش روی میآورند و در این راه، توسط مامورین نیروی انتظامی کشته میشوند، میتوان اشاره کرد.








سپرده شدن "اداره و مدیریت انحصاری" اداره های دولتی و حفظ امنیت مرزهای استان در سال 1386 به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دستهای این ارگان را برای شکل دادن "صحنه و سناریو سازی های مردم فریب" بیشتر باز کرد.

این نهاد مذهبی- نظامی از ابتدای در اختیار گرفتن مسئولیت اداره و مدیریت سیستان و بلوچستان، به جای پرداختن و ساخت و ساز و توسعه زیربناهایی (فی الواقع در کشورهای دمکرات و مردمی، پرداختن به ساخت و توسعه زیربناها، کار و وظیفه نهادهای نظامی نیست و نظامیان از پرداختن به کارهای اقتصادی و تجاری، منع هستند) که از یکسو در راستای زدودن بیکاری و فقر و از سوی دیگر، به بهتر شدن رفاه اجتماعی، بهداشتی، آموزشی، تحصیلی و اشتغال بینجامد، طرح، پروژه و نقشه های دیگری، که در راس اولویت نیازهای روزمره جامعه بلوچستان و مردم بلوچ نبودند را برای عملی کردن در استان، نزد دیگر سران جمهوری اسلامی ایران در مرکز (تهران) مطرح کرد.

به عنوان مثال، سپاه با طرح "مسلح کردن" بسیاری از مردم از بین عشایر، قبیله و طایفه های بلوچی، تحت عنوان "بسیج عشایری" به "امنیتی" کردن فضای استان شکل داد، با بکارگیری از سازمان های زیر مجموعه اش، منجمله "سازمان اطلاعات سپاه"، "سازمان حفاظت اطلاعات سپاه"، "سازمان حفاظت سپاه - معروف به - سپاه حفاظت" (سازمان حفاظت سپاه یا سپاه حفاظت، مسئولیت - تفتیش عقاید- داخلی اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نیز بعهده دارد) و"نیروی قدس سپاه" و گروه شبه نظامی"مرصاد"، همزمان به هدف ایجاد فضای "خفقان سیاسی" در سیستان و بلوچستان هر چه بیشتر در مقایسه با دیگر جاههای ایران، به سرکوب و دستگیری، زندان، اعدام و ترور فعالین سیاسی، فرهنگی و مذهبی بلوچی، معتقد به مبارزه و فعالیت مسالمت آمیز در داخل (اعدام یعقوب مهرنهاد دانشجو، روزنامه نگار و وبلاگنویس بلوچ و همفکرانش در زاهدان) و خارج کشور، روی آورد.


از سویی، با سوءِاستفاده از فقر فرهنگی و وجود بیکاری و همچنین عدم آشنایی اکثریت مردم بلوچ به مقوله و تعاریف "حقوق شهروندی"، که تبعیض های حکومتی در اصل منشآ بوجود آمدن این "فقر فرهنگی و بیسوادی" در استان هستند، سپاه پاسداران و دیگر نهادهای وابسته به حاکمیت، موضوع "تغییر بافت جمعیتی، مذهبی و فرهنگی بلوچستان" را در کشور و در سطوح دولتی مطرح کردند.
از سوی دیگر، با وجود فقر، بیکاری، گرسنگی و سوءِتغذیه ای که طبق گفته آقای علیم یارمحمدی نماینده زاهدان و دیگر نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس، 75 درصد مردم گرفتار آن هستند و بیش از ۹۵ درصد مردم این استان به غذا و امکانات تغذیه‌ای مناسب دسترسی ندارند (3)، سپاه پاسداران "طرح و برنامه" ساختن چند شهر جدید در مناطق سواحل بلوچستان برای مهاجرت و اسکان دادن افراد و خویشاوندان کارکنان و کارمندان نظامی و اداری غیربومی و غیربلوچ به بلوچستان را، مطرح و تدارک دیده، تا بدین شیوه در آینده ای نه چندان دور، به زعم حاکمیت، "ملّت بلوچ" را در سرزمین مادری و اجدادیش به صورت یک "اقلیت قومی تسخیر شده و ضعیف" فرمانبردار درآورند. 






سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گامی دیگر، به قصد جامه عمل پوشاندن اهداف جمهوری اسلامی "طرح تقسیم" استان سیستان و بلوچستان به چند استان را، در دولتهای محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد و نیز در اذهان عمومی و در مجلس شورای اسلامی و رسانه ها به راه انداخت، این طرح در دولت احمدی نژاد به تصویب هیئت دولت رسید، اما به دلیل مخالفت شدید مردم بلوچ، عملی شدن آن مسکوت مانده است.
اکنون نیز با وجود مخالفت همچنان شدید مردم از همه اقشار جامعه ی بلوچستان با تقسیم استان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دولت حسن روحانی، عملی شدن پروژه "بلوچ ستیز" (تقسیم استان) خود را از طریق عاملانش در مجلس شورای اسلامی ایران و دیگر قوای حاکمیت ... دارد دنبال میکند.


با تسلط سپاه پاسداران بر پايگاھھاى دريايى، زمينى و ھوايی ارتش در سواحل بلوچستان و ساختن اسکله های بیشماری در آنجا، این نهاد حکومتی عملا به قدرتمندترين گروه قاچاقچى (به گفته محمود احمدی نژاد، گروه "برادران قاچاقچی") کالاھاى صنعتى و لوکس مصرفى، مواد مخدر و اسلحه در سطح استان تبدیل شده است، تا جايى که فغان و اعتراض بسیاری از سران مذهبی و فعالین مدنی و فرهنگی بلوچ خارج از حاکمیت، را بالا آورده است.

در این خصوص میتوان به سخنان و هشدارهای اعتراضی چندین و چند باره آقای مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه شهر زاهدان و دیگر فعالین مدنی و مذهبی و فرهنگی بلوچی طی سالهای اخیر اشاره نمود، آنان در سخنانشان از تقسیم و پخش اسلحه توسط سپاه پاسداران بین بسیاری از مردم تحت پروژه "تامین امنیت بومی" استان و "بسیج عشایری" اعتراض و گلایه داشتند و از ازدیاد مواد مخدر و افراد معتاد به این ماده خانمانسوز، ابراز نگرانی شدید کرده بودند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، اصلى ترين و مؤثرترين نھاد پيشبرنده سياستھاى فرقه گرايانه نظام حاکم، در ایجاد آشوب و گسترش تنش ھاى مذھبى و طراحی، راه اندازی و هدایت جنگهای طایفه ای در کشورهای پاکستان و افغانستان و حتی دورتر در جنگ یمن و سوریه براى گسترش ھلال "شيعيسم خمینیسم"، بر بلوچستان و بخصوص به بندر چابهار (بندر چابهار به دلیل در نظرگرفتن احتیاج های اولیه دولت افغانستان توسط ایالات متحده آمریکا، از تحریم های دولت آمریکا معاف است) و دیگر بنادر و مرزهای بلوچستان، به مثابه یک "خاکریز برای جنگ افروزی، محل ورود و خروج تروریستهای غیرایرانی همپیمانان حاکمیت، مکان صدور مواد مخدر به دیگر نقاط جهان و محراب ورود اجناس و لوازم قاچاق به کشور" مینگرد.



به عنوان مثال، در این مورد به توقیف چندین فروند لنچ و کشتی توسط نیروهای ائتلاف عربی و بین المللی شریک در جنگ یمن، که صاحبان و خدمه آنها ایرانی و به هدف رساندن سلاح و مهمات برای جنگ یمن، از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تطمیع و اجیر شده بوده اند، یا به میلیونها لیتر مواد نفتی (بنزین و گازوئیل) که روزانه توسط کامیون تانکرهای نفتکش وابسته به افراد و جریانهای حامی و مزدبگیران حاکمیت در استان، به کشورهای پاکستان و افغانستان و از گذرگاههای مرزی قانونی قاچاق میشوند، میتوان اشاره کرد.


سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با توجه به قدرت برتر نظامى- امنيتى و سياسى- اقتصادی در مقایسه به دیگر وزارتخانه و سازمانهای دولتى، از طريق مانور اقتصادى و ھمچنين گروکشی ھاى "خدمات رسانى" در مناطق محرومى چون بلوچستان، با فريب افکار عمومى و ترفندھاى ويژه با تهدید و تطمیع، می کوشد، مردم را به حمایت از خودش مجبور کند.

"نیروی قدس" سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مأمور پيشبرد اھداف ايدئولوژيک جمھورى اسلامى به منطقه و جھان است، اين يعنى صدور تروريسم به خارج، که  در دھه ھاى اخير بعد از روی کارآمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران، جھان شاھد ویرانگری های بى چون و چراى "نیروی قدس" در خاورميانه و کشورهای دور و نزدیک بوده و هست.





اکنون انسان با در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی، صنعتی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی، رفاه اجتماعی، بهداشتی، آموزشی و بخش آب و کشاورزی ... اسفناک سیستان و بلوچستان، با وجود دارای منابع معدنی گوناگون و داشتن یک بندر ساحل اقیانوسی در چابهار به عنوان بندرآزاد تجاری و در حاشیه نشین بودن بیش از نصف جمعیت شهر چابهار، یعنی 56 هزار نفر در فقر و محرومیت و عدم دسترسی به امکانات اساسی اولیه اسکان و رفاه اجتماعی و بهداشتی گذران زندگی کردن، درخواهد یافت، که نظام تروریست پرور جمهوری اسلامی ایران "امر" "بلوچ ستیزی" و غارت اموال این مردم را، بنام نهاد تروریستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از همان سال 1386 "سند" زده است.






سپاه بعد از بدست گرفتن "اداره و مدیریت انحصاری" استان در سرکوب بلوچها و غارت کردن ثروت و منابع معادنی گوناگون بلوچستان هیچگونه درنگ و تعللی به خود راه نداده است.



بنابر چنین مشخصه هایی از سپاه در رابطه با مردم بلوچ و با توجه به تروریست شناختن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط دولت ایالات متحده آمریکا، نگارنده معتقدم، از آن بخش از افراد بلوچی که به هر دلایلی، در این نهاد و دوایر زیرمجموعه هایش (سازمان بسیج مستضعفین و.بسیج عشایری...) کار و خدمت می کنند، تقاضا و التجاء کنم، بر ادامه و یا عدم ادامه کار و شغل خود در این نهاد، با کمک "عقل حسابگر" خویش فکر و اندیش کنند و خود را از چنبره و دایره {بهره برداری ابزاری} این گروه تروریستی، دور بدارند، تا در فردای عدم وجود خارجی این حکومت خون آشام، توسط عقلای سیاسی، دینی و مذهبی و دیگر اقشار جامعه ملّت بلوچ مورد مذمت، سرزنش و پاسخگویی مواجه نگردند (اُشتر به دور بچار، هرّ مبه سرومبان مچار).

با توجه به بُنمایه مذهبی 40 ساله سپاه و رویکرد سرکوبگرانه در داخل کشور، مشارکت و مدیریت آشکار آن در جنگهای داخلی کشورهای منطقه، دستگیری و زندانی کردن چندین و چند تروریست اجیره شده نظام جمهوری اسلامی ایران در کشورهای مختلف جهان، از جمله در اکثر کشورهای اروپایی و غربی (ایالات متحده آمریکا و کانادا) و در بعضی کشورهای شرق آسیا و شمال و مرکز آفریقا و آمریکای جنوبی طی چهار دهه اخیر، که تقریبأ همه آنان از وابستگان به سپاه و ارگان های زیرمجموعه سپاه پاسدارن از آب درآمده اند، موضوع و ماهیت تروریست بودن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را امری متقن و ثابت شده، مُسجل کرده است.


حوزه ھاى نفوذ اين نھاد نظامى- امنيتى و سياسى- ايدئولوژيک  در تمامى تار و پود جامعه ايران تا بدانجا گسترش يافته است که نه تنھا يد قدرتمند اعمال اراده در حوزه ھاى سياسى و ايدئولوژيک جامعه گشته، بلکه مھمترين زيربناھاى اقتصادى و طرح ھاى عمرانى و صنعتى کشور، از جمله صنايع نفت خام، پتروشيمى، مخابرات، سھام و بورس و گمرکات و بنادر ... را در اختيار خود گرفته و بازار رقابت آزاد در ايران را، بى معنى و بی ارزش نموده است.


موضعگيرى دولت ايالات متحده آمريکا در قرار دادن "سپاه پاسداران انقلاب اسلامى" در ليست تروريست ھاى جھان، در راستای كمك به تضعيف "تروريسم دولتی" و جنگهای منطقه ای و نيابتی و به پایان دادن سركوب و تبعیض مردم ايران خواهد انجامید.


تنھا راه نجات ایران، اتحاد سازمان، جریان و گروههای سیاسی و فعالین ملّیتهای "ایران چند ملّیتی سرزمین اقوام و ملّیتها" بدون توجه به دین، مذهب و مسلک اعتقادی و زبان، با ايجاد یک اپوزيسيون وسيع، قدرتمند و دمکرات و مورد اعتماد مردمان سراسر ايران، به هدف برکنارى رژيم تروريستى و نامشروع جمھورى اسلامى و استقرار نظامى دموکراتيک، سکولار و فدرال پارلمانى، است.

از: ح د سدیچ


29 آپریل 2019 / 9 اردیبهشت 1398








«حزب الله» پاکستان تشکیل شد!